در ذهن بسیاری از ما، واژه پرتو یا رادیاسیون؛ با مفاهیمی چون خطر، بیماری و سلاحهای کشتار جمعی گره خورده است. این تصویرسازی منفی، که بخش بزرگی از آن محصول دههها جنگ سرد و بازنماییهای هالیوودی است، چنان در ناخودآگاه جمعی ما ریشه دوانده که پذیرش روی دیگر سکه - یعنی نقش حیاتبخش و صلحآمیز پرتوها - را دشوار میسازد. امروز، در جهانی که با بحرانهای فزاینده امنیت غذایی، ضایعات گسترده محصولات کشاورزی و نگرانی از آلودگیهای شیمیایی مواجه است؛ زمان آن فرا رسیده که با یکی از صلحآمیزترین و کارآمدترین دستاوردهای فناوری هستهای آشتی کنیم: پرتودهی مواد غذایی. این تکنولوژی نه یک انتخاب فانتزی، که یک ضرورت استراتژیک برای تأمین امنیت غذایی و حفظ سلامت سفرههای فردای ماست.
پرتودهی مواد غذایی در سادهترین تعریف، فرآیندی است که در آن، محصولات غذایی برای مدت زمان کوتاهی در معرض دوز کنترلشدهای از انرژی یونیزان (معمولاً پرتو گاما که از ایزوتوپ کبالت-۶۰ ساطع میشود) قرار میگیرند. این انرژی، بدون آنکه ماده غذایی را رادیواکتیو کند یا دمای آن را بالا ببرد، DNA میکروارگانیسمهای مضری چون باکتریها، کپکها و حشرات را در هم میشکند و آنها را از بین میبرد. نتیجه، محصولی است با ماندگاری بسیار بالاتر، ایمنی میکروبی بیشتر و نیازی به مراتب کمتر به مواد نگهدارنده شیمیایی. سازمان بهداشت جهانی (WHO) پس از دههها تحقیق، به صراحت اعلام کرده است: «پرتودهی هر ماده غذایی حداکثر تا میزان ۱۰ کیلوگری مجاز و عاری از هر گونه خطر توکسینولوژیک برای مصرف کننده خواهد بود.»
با وجود این تأییدیههای علمی معتبر، جنگ روایتها در این حوزه نیز به شدت فعال است. گروههایی با اهداف مختلف، با استفاده از واژگان ترسناکی چون «غذای اتمی» یا «رادیاسیون»، سعی در ایجاد وحشت عمومی و جلوگیری از گسترش این فناوری دارند. مقابله با این روایتهای نادرست؛ وظیفه اصلی رسانهها، نهادهای علمی و سیاستگذاران است. ما باید برای مردم توضیح دهیم که این فرآیند، شباهت زیادی به پاستوریزه کردن شیر دارد؛ همانطور که پاستوریزاسیون با استفاده از گرما، باکتریهای مضر را از بین میبرد، پرتودهی با استفاده از انرژی، همین کار را به شکلی مؤثرتر و بدون تغییر در ماهیت غذا انجام میدهد.
اهمیت استراتژیک این فناوری برای کشوری مانند ایران، با چالشهای اقلیمی و حجم بالای ضایعات کشاورزی، دوچندان است. بر اساس آمارهای رسمی، سالانه نزدیک به ۳۵ درصد از محصولات باغی و کشاورزی ما، از مزرعه تا سفره، به ضایعات تبدیل میشود. این حجم عظیم که میتوانست غذای میلیونها نفر را تأمین کند، به دلیل فساد میکروبی، جوانهزنی (مانند سیبزمینی و پیاز) و حمله آفات، از بین میرود. پرتودهی، یکی از کارآمدترین ابزارها برای مقابله با این فاجعه خاموش است. فرانک فون هیپل، فیزیکدان برجسته و از منتقدان سرسخت سلاحهای هستهای، در یکی از مقالات خود به نکته جالبی اشاره میکند: «شاید طعنهآمیز باشد، اما همان ایزوتوپهایی که میتوانند در یک بمب کثیف به کار روند، میتوانند سالانه جان میلیونها نفر را با جلوگیری از بیماریهای ناشی از غذای آلوده و کاهش گرسنگی، نجات دهند.» این، دقیقاً همان دوگانهای است که ما باید بر وجه صلحآمیز آن تأکید کنیم.
کاربردهای این تکنولوژی، شگفتانگیز و متنوع است. از جلوگیری از جوانهزدن سیبزمینی و پیاز در انبارها که میتواند دوره نگهداری آنها را از سه ماه به بیش از یک سال افزایش دهد، تا نابودی کامل حشراتی مانند مگس میوه مدیترانهای در مرکبات که قرنطینههای صادراتی را از بین میبرد و درهای بازارهای جهانی را به روی باغداران ما باز میکند. از استریل کردن ادویهجات که اغلب دارای بار میکروبی بالایی هستند، تا افزایش ماندگاری گوشت و مرغ بستهبندی شده. این فناوری حتی در فضا نیز کاربرد دارد؛ غذای فضانوردان در ایستگاه فضایی بینالمللی، برای اطمینان از سلامت کامل، پرتودهی میشود.
در ایران نیز خوشبختانه گامهای ارزشمندی در این زمینه برداشته شده و چندین مرکز پرتودهی گاما در نقاط مختلف کشور فعال هستند. اما ظرفیت موجود، در برابر حجم نیازها و پتانسیلهای کشور، بسیار ناچیز است. در این زمینه؛ چالش اصلی، دیگر فنی نیست؛ چالش فرهنگی و قانونی است. از یک سو، نیازمند آموزش گسترده و شفافسازی برای مصرفکنندگان هستیم تا ترسهای بیاساس از بین برود و از سوی دیگر، به قوانینی نیاز داریم که برچسبگذاری دقیق محصولات پرتودهی شده را الزامی کند تا حق انتخاب مصرفکننده محترم شمرده شود. بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران دکتر اکبر اعتماد، در خاطرات خود به این نکته اشاره میکند که از همان ابتدا، یکی از اهداف اصلی برنامه هستهای ایران، استفاده از آن در جهت بهبود کشاورزی و بهداشت عمومی بوده است. و امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید به آن اهداف بنیادین بازگردیم.
بنابراین؛ روایت ما از فناوری هستهای باید از آسمان سیاست به زمین زندگی مردم بیاید. وقتی یک شهروند بداند که همان انرژی پیچیدهای که در نیروگاه بوشهر برق تولید میکند، میتواند سیبزمینی سفره او را برای ماهها سالم نگه دارد و از بیمار شدن فرزندش به خاطر یک ادویه آلوده جلوگیری کند، آنگاه فناوری هستهای برایش معنایی ملموس و حیاتی پیدا میکند. این، قدرتمندترین پادزهر در برابر روایتهای مسمومی است که میخواهند این دانش را فقط با خطر و تهدید، تداعی کنند. وظیفه ما به عنوان رسانه، نه دفاع کورکورانه، که روایت هوشمندانه از این دستاورد صلحآمیز است. روایتی که در آن پرتو گاما نه یک تهدید، که نگهبان خاموش و قدرتمند سفرههای ماست.






