دوشنبه 27 بهمن 1404 | Monday 16 February 2026

چهره‌ی هر شهر، یک کتاب مصور است که بی‌وقفه ورق می‌خورد. هر کوچه، یک صفحه و هر تابلو، یک کلمه از این کتاب است. اما نویسندگان این کتاب چه کسانی هستند؟ نه معماران برج‌ساز و نه طراحان گرافیک فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌های هنر. نویسندگان اصلی، استادکاران گمنامی هستند که در کارگاه‌های کوچک و غبارگرفته یا در دفاتر روشن و پرصدای چاپ دیجیتال، با نور و رنگ و فلز، هویت را بر پیشانی کسب‌وکارها حک می‌کنند. آن‌ها زبان بصری شهر را می‌سازند؛ زبانی که گاهی با دست‌خطی منحصربه‌فرد و هنرمندانه سخن می‌گوید و گاهی با فونتی آماده و شتاب‌زده، تنها فریاد می‌زند. گزارش پیش رو، سفری است به دنیای این گرافیست‌ها؛ از کارگاه یک نئون‌ساز قدیمی تا چاپخانه‌ای مدرن، و شنیدن قصه‌ی این تحول از زبان یک کاسب ریشه‌دار در شهر سیرجان.

 

نئون؛ دست‌خطی از نور بر تنِ شب

کارگاه رضا اسدی در یکی از پاساژهای قدیمی سیرجان، بیشتر به آزمایشگاه یک کیمیاگر شبیه است تا یک مغازه. بوی تند گاز و گرمای کوره‌ها در هوا موج می‌زند و روی میز کارش، لوله‌های شیشه‌ای بی‌جان، منتظرند تا با نفس و آتش او، به حروفی نورانی بدل شوند. رضا، مردی پنجاه و چند ساله با دستانی پینه بسته، یکی از آخرین بازماندگان نسل تابلوسازان نئون است. او خودش را خوشنویس نور می‌داند. «کار ما طراحی با کامپیوتر نیست، ما با دست، شیشه رو خم می‌کنیم. هر "واو" و هر "نون" برای ما مثل یه حرکت قلم روی کاغذه. باید بدونی کجا بهش فشار بیاری، کجا نفس حبس کنی. این تابلوها روح دارن، چون اثر انگشت ما روشونه.»

او به تابلوی قدیمی «خشکبار اعتمادی» که برای تعمیر آورده شده، اشاره می‌کند. «این رو سی سال پیش برای پدرِ منصورخان ساختم. ببین چقدر با ظرافت خم خورده. الان دیگه کسی حوصله‌ی این کارا رو نداره.» منصور اعتمادی، از کاسبان خوشنام بازار که برای سر زدن به کار رضا آمده، با حسرتی عمیق به تابلو نگاه می‌کند. «یادمه بچه بودم وایمیستادم و می‌دیدم که رضا چطور این شیشه‌ها رو مثل خمیر بازی شکل میده. این تابلو فقط اسم مغازه‌ی ما نیست؛ شناسنامه‌ی ماست. وقتی روشن می‌شد، انگار قلب مغازه می‌تپید. مشتری‌های قدیمی هنوز مغازه رو با همین تابلو می‌شناسن.»

رضا اسدی اما به آینده خوش‌بین نیست. «الان زنگ می‌زنن میگن یه تابلو می‌خوایم. سریع، ارزون. یه فایل کامپیوتری می‌فرستن پر از فونت‌های آماده. دیگه کسی نمی‌پُرسه استاد، به نظرت چه خطی به کار من میاد؟ اصلاً دیگه خط مهم نیست، فقط دیده شدن مهمه.» این، مرثیه‌ای است برای هنری که در رقابت با سرعت، در حال فراموشی است.

 

چاپخانه‌هایی که سلیقه می‌سازند یا کپی می‌کنند؟

چند خیابان آن‌طرف‌تر، دنیای دیگری حاکم است. چاپخانه‌ی «الف» به مدیریت سیداحسان حسینی، یک فضای مدرن، تمیز و پر از صدای یکنواخت دستگاه‌های پلاتر است. اینجا خبری از آتش و شیشه نیست؛ همه‌چیز دیجیتال، سریع و دقیق است. او با چند کلیک ساده، سفارش یک بنر بزرگ را برای چاپ ارسال می‌کند. «مشتری امروز عجله داره. نمی‌تونه دو هفته برای یه تابلو صبر کنه. امروز طرح رو تایید می‌کنه، فردا می‌خواد نصب شده باشه. ما این نیاز رو برآورده می‌کنیم.»

روی کامپیوتر، پوشه‌هایی پر از طرح‌های آماده برای مشاغل مختلف وجود دارد؛ از رستوران و آرایشگاه تا املاک و پزشکی. «خیلی از مشتری‌ها اصلاً ایده‌ای ندارن. میان میگن یه کارت ویزیت شیک می‌خوایم. ما چند تا نمونه‌ی آماده از اینترنت بهشون نشون می‌دیم، اسم و شماره رو عوض می‌کنیم و نیم ساعته تحویل می‌دیم.» حسینی این کار را نه کپی، که بهینه‌سازی می‌داند. «چرا چرخ رو دوباره اختراع کنیم؟ طرح‌های خوبی در دنیا وجود داره که امتحان خودشون رو پس دادن. ما فقط اون‌ها رو برای مشتری ایرانی بومی‌سازی می‌کنیم. این یعنی دموکراسی در طراحی. هر کسی با هر بودجه‌ای می‌تونه یه ظاهر حرفه‌ای داشته باشه.»

منصور اعتمادی تجربه‌ی خودش را از این دنیای جدید تعریف می‌کند: «برای افتتاح شعبه‌ی جدیدمون، نیاز به چند تا بنر فوری داشتیم. سپردیم به چاپخونه. در یک ساعت همه چیز آماده شد. سریع، تمیز، ارزون. کارمون رو راه انداخت.» اما مکثی می‌کند و اضافه می‌کند: «ولی... راستش رو بخواید، اون بنرها هیچ حسی نداشتن. شبیه بنرهای صد تا مغازه‌ی دیگه بودن. کار رو راه انداخت، ولی خاطره نساخت. مثل غذای فست‌فودی بود؛ سیرت می‌کنه، ولی لذت قورمه‌سبزی مادر رو نداره.» این همان شکاف عمیقی است که میان دنیای رضا اسدی و سیداحسان حسینی دهان باز کرده است؛ شکاف میان اصالت و کارایی.

 

حافظه‌ی بصری یک شهر؛ سوادی که از دست می‌رود

این دو جهان متفاوت، در حال شکل دادن به حافظه‌ی بصری شهرهای ما هستند. طرح و گرافیک در تکنولوژی و سرعت ادغام می‎شود. رضا اسدی معتقد است که تابلوهای کامپیوتری، شهرها را بی‌هویت کرده‌اند. «قبلاً از روی تابلوها می‌تونستی قدمت و اعتبار یه مغازه رو بفهمی. الان یه مغازه‌ی تازه تأسیس هم می‌تونه یه تابلو بزنه که انگار صد ساله اونجاست. همه چیز فیک شده. شهرها دارن شبیه هم می‌شن. از سیرجان تا رشت، همه از یک فونت و یک طرح استفاده می‌کنن.»

سیداحسان حسینی اما این را نشانه‌ی پیشرفت می‌داند. «این یک زبان بصری جهانیه. چرا باید خودمون رو محدود کنیم؟ مشتری من دنبال طرحیه که در سطح بین‌المللی به‌روز باشه. ما داریم سلیقه‌ی بصری جامعه رو ارتقا می‌دیم. شاید اون اصالت قدیمی رو نداشته باشه، ولی نظم و استاندارد داره. از طراحی گرافیکی مدرن استفاده می‎کنیم. طرح های جدید و امروزی.»

در این میان، منصور اعتمادی، به عنوان یک شهروند و کاسب قدیمی، نقش یک ترازوی زنده را دارد. «من به هر دو نیاز دارم. برای کارهای اصیلم، برای سردر اصلی مغازه‌ام که می‌خوام تا پنجاه سال دیگه هم همونجا باشه، می‌رم پیش آقای اسدی. چون اونجا هویتم ساخته می‌شه. ولی برای کارهای روزمره، برای یه تخفیف فصلی که عمرش دو هفته است، می‌رم پیش آقای حسینی. چون سرعت و قیمت برام مهمه.» او به نکته‌ی دردناکی اشاره می‌کند: «ترسم از اینه که نسل بچه‌های ما، دیگه تفاوت بین این دو تا رو نفهمن. ترسم از اینه که سواد بصری ما انقدر ضعیف بشه که دیگه نتونیم فرق بین یک کار هنرمندانه و یک کپی سریع رو تشخیص بدیم. اون روز، روز مرگ هویت شهرمونه.»

از کارگاه رضا اسدی بیرون می‌آیم و به چهره‌ی شهر نگاه می‌کنم. خیابان، موزه‌ای است از این نبرد خاموش. تابلوی نئون قدیمی یک داروخانه در کنار بنر براق یک فست‌فود زنجیره‌ای. خط نستعلیق یک کتاب‌فروشی در همسایگی فونت‌های فانتزی یک فروشگاه موبایل. هر کدام روایتی از زمانه‌ی خود دارند و طراحانی که به آن‎ها جان بخشیده‎اند. رضا اسدی و سیداحسان حسینی، هر دو به نیازهای جامعه‌ی خود پاسخ می‌دهند؛ یکی نیاز به ریشه و دیگری نیاز به رشد.

شاید راه‌حل، نه حذف یکی به نفع دیگری، که درک جایگاه هر دو باشد. اما زنگ خطر زمانی به صدا درمی‌آید که ترازوی تقاضا، به شکل نامتوازنی به سمت سرعت و ارزانی سنگینی کند و هنر و اصالت، به کالایی لوکس و موزه‌ای تبدیل شوند. تابلوهای شهر، تنها معرف کسب‌وکارها نیستند؛ آن‌ها آینه‌ای از سلیقه، فرهنگ و شتاب زندگی ما هستند. و شاید روزی، با نگاه به این آینه‌ی بزرگ، از تصویری که از خود ساخته‌ایم، غافلگیر شویم.

 

 

تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری پیام اردیبهشت میباشد.

طراحی و اجرا : گروه زند

Template Design:Dima Group