نخل، برای مردم جنوب، فقط یک درخت نیست؛ شناسنامه است. ریشهای است که در عمق تاریخ و فرهنگ این خاک دوانده شده. اما سالهاست که این شناسنامه سبز، در معرض یک تهدید خاموش و ویرانگر قرار گرفته است: سوسک سرخرطومی حنایی. آفتی کوچک و مهاجم که بیصدا، از درون، تنه نخلهای استوار را پوک میکند و آنها را به کام مرگ میکشاند. در این نبرد نابرابر، سموم شیمیایی به تدریج کارایی خود را از دست دادهاند و باغداران؛ مستأصل، نظارهگر خشک شدن میراث پدرانشان بودهاند. اما در سکوت آزمایشگاهها و در همکاری میان نخلستان و مراکز هستهای، راه حلی نوین و صلحآمیز جوانه زده است: تکنیک «نر عقیمی» با استفاده از پرتو گاما. گزارش پیش رو، روایتی است از این نبرد علمی؛ داستانی از کشاورزانی که امیدشان را بازیافتهاند و دانشمندانی که با مهار اتم، به جنگ یک آفت رفتهاند.
وقتی دشمن از درون میپوساند
«اولش باور نمیکردیم. درخت، سبز و سرپا بود. خرما هم میداد. اما یک روز صبح دیدیم که تاجش، همینجوری، یکدفعه افتاد. انگار که از داخل، کسی با اره بریده باشدش.» این را عابد حیدری، نخلدار باتجربه اهل حاجیآبادِ هرمزگان میگوید. دستانش، مثل تنه همان نخلها، پر از خطوط عمیق و پینه بسته است. او سالهاست که با این آفت دست به گریبان است. «هر سمی که گفتند، زدیم. فایده نداشت. این حشره لعنتی، تخمش رو در قلب درخت میگذاره. جایی که دست هیچ سمی بهش نمیرسه. داشتیم ناامید میشدیم. داشتیم میراثمون رو از دست میدادیم.»
این روایت تلخ، قصه مشترک بسیاری از نخلداران در استانهای جنوبی کشور، از بوشهر و خوزستان تا هرمزگان و کرمان است. سوسک حنایی، که به آن سرطان نخل نیز میگویند، به دلیل چرخه زندگی پنهان و قدرت تخریب بالایش، به یک بحران ملی در حوزه امنیت غذایی تبدیل شده است. الهه پورمختار، کارشناس ارشد کشاورزی (باغبانی)، ابعاد این بحران را تشریح میکند: «ما با یک دشمن هوشمند روبرو هستیم. آفت در مراحل اولیه هیچ علامت بیرونی ندارد و زمانی که باغدار متوجه آسیب میشود، معمولاً کار از کار گذشته و درخت از درون نابود شده است. روشهای سنتی مبارزه، مانند استفاده از سموم، علاوه بر هزینههای بالا و آسیبهای زیستمحیطی، کارایی لازم را در برابر این آفت ندارند.»
اینجاست که علم با نگاهی متفاوت، وارد میدان میشود. به جای تلاش برای کشتن آفت با سم؛ راه حل جدید، کنترل جمعیت آن از طریق یک مکانیزم بیولوژیک است. دکتر نجمه زینلیپور، عضو هیئت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه باهنر کرمان، این رویکرد را یک انقلاب سبز در مدیریت آفات میداند. «ایده اصلی، بسیار هوشمندانه است. ما به جای افزودن یک ماده شیمیایی به اکوسیستم، از خودِ آفت علیه خودش استفاده میکنیم. این یک روش کاملاً دوستدار محیط زیست است که هیچ آسیبی به حشرات مفید، خاک و منابع آبی وارد نمیکند و محصول نهایی، خرمایی کاملاً سالم و بدون باقیمانده سموم خواهد بود.»
تولد سربازان عقیم
فرآیند، شبیه یک داستان علمی-تخیلی است، اما کاملاً واقعی و در حال اجرا. در مراکز تحقیقاتی، میلیونها سوسک حنایی نر در شرایط آزمایشگاهی پرورش داده میشوند. سپس، این سوسکها در معرض دوز کنترلشدهای از پرتو گاما، که از ایزوتوپهایی مانند کبالت-۶۰ ساطع میشود، قرار میگیرند. دکتر زینلیپور توضیح میدهد: «این پرتو، بدون آنکه سوسک را بکشد یا ضعیف کند، سیستم تولیدمثل آن را مختل و آن را عقیم میکند. نکته کلیدی اینجاست که این سوسکهای نر عقیم، همچنان توانایی رقابت با نرهای سالم در طبیعت برای جفتگیری با مادهها را دارند.»
پس از این مرحله، این سربازان عقیم به صورت انبوه در نخلستانهای آلوده رهاسازی میشوند. پورمختار از چالشهای اجرایی این طرح میگوید: «مهمترین بخش کار، جلب اعتماد کشاورزان بود. در ابتدا، وقتی به آنها میگفتیم که میخواهیم هزاران سوسک دیگر را در باغشان رها کنیم، وحشت میکردند. حق هم داشتند. ما با برگزاری کلاسهای ترویجی، بازدیدهای میدانی و اجرای طرحهای آزمایشی در قطعات کوچک، به آنها نشان دادیم که این روش چگونه عمل میکند و جای هیچ نگرانیای نیست.» حیدری، که نخلستانش یکی از اولین پایلوتهای این طرح بوده، آن روزها را به یاد میآورد: «اولش گفتم این مهندسا دیوونه شدن. اما وقتی دیدم با چه دقتی کار میکنن و چقدر امیدوارن، دلم قرص شد. گفتم توکل به خدا. ما که همه راهها رو رفته بودیم. اینم روش.»
رویش امید در خوشههای نو
نتیجه این نبرد خاموش، به تدریج خود را نشان میدهد. سوسکهای نر عقیم که تعدادشان چندین برابر نرهای سالم است، با مادهها جفتگیری میکنند، اما تخمهای حاصل از این جفتگیری، هرگز به لارو تبدیل نمیشوند. نسل آفت آرامآرام، رو به انقراض میرود. حیدری با چشمهایی که حالا دوباره برق امید در آنها پیداست، میگوید: «دو سال طول کشید. اما امسال، برای اولین بار بعد از ده سال، حتی یک نخل هم از دست ندادیم. تلههایی که گذاشتیم، نشون میده که جمعیت سوسک، نود درصد کم شده. خوشهها، پربارتر از همیشهان. انگار درختا دارن دوباره نفس میکشن.»
این موفقیت، فقط یک دستاورد کشاورزی نیست؛ یک پیروزی استراتژیک در حوزه امنیت غذایی و صادرات غیرنفتی است. پورمختار به ابعاد اقتصادی آن اشاره میکند: «بسیاری از کشورها، به دلیل نگرانی از انتقال آفات، قوانین سختگیرانهای برای واردات خرما دارند. با استفاده از این روش پاک و مورد تأیید استانداردهای جهانی، ما میتوانیم گواهی سلامت محصول را به راحتی دریافت کنیم و درهای بازارهای جدیدی را به روی خرمای باکیفیت ایرانی باز کنیم.»
یک الگوی پایدار برای امنیت زیستی
موفقیت تکنیک نر عقیمی در نخلستانها، تنها به نجات یک محصول استراتژیک محدود نمیشود؛ این دستاورد، دریچهای به سوی یک پارادایم نوین در مدیریت آفات و حفظ امنیت زیستی کشور میگشاید. چالشی که امروز گریبانگیر نخلستانهاست، فردا میتواند با چهرهای دیگر، باغهای انار، مزارع پنبه یا جنگلهای بلوط را هدف قرار دهد. دکتر زینلیپور، این نگاه کلان را ضروری میداند: «ما باید از تفکر مقابلهای و بحرانمحور فاصله بگیریم و به سمت یک رویکرد پیشگیرانه و سیستماتیک حرکت کنیم. تکنیک نر عقیمی، فقط یک روش آفتکشی نیست؛ یک الگوی مدیریت پایدار است که میتوان آن را برای کنترل بسیاری دیگر از آفات مهاجم، مانند مگس میوه مدیترانهای که باغات مرکبات ما را تهدید میکند، بومیسازی کرد.»
این الگو، به ویژه در عصری که تغییرات اقلیمی؛ الگوهای مهاجرت آفات را پیچیدهتر کرده و مقاومت آنها را در برابر سموم شیمیایی افزایش داده، اهمیتی دوچندان مییابد. پورمختار به تجربه میدانی خود در این زمینه اشاره میکند: «در گذشته، با ظهور یک آفت جدید، اولین و سادهترین راه، افزایش دوز یا تغییر نوع سم بود. این یک چرخه معیوب بود که هم به محیط زیست آسیب میزد و هم در بلندمدت، آفات مقاومتری را به وجود میآورد. اما رویکرد هستهای، این چرخه را میشکند. ما با دستکاری در بیولوژی خودِ آفت، به یک راهحل پایدار و بلندمدت میرسیم که نیازی به تکرار مداوم و افزایش مواد شیمیایی ندارد.»
این نگاه، نیازمند یک سرمایهگذاری استراتژیک در زیرساختهای تحقیقاتی و آموزشی است. موفقیت این طرح در نخلستانها، نباید به یک تجربه موردی و موفق خلاصه شود. حیدری که حالا به یکی از مروجان این طرح در میان همکارانش تبدیل شده، میگوید: «اوایل، همه میترسیدند. میگفتند این کارها مال از ما بهترونه. اما وقتی نتیجه رو دیدند، حالا خودشون پیشقدم میشوند و سراغ مهندسان جهاد رو میگیرند. ما کشاورزها، به چیزی که به چشم خودمون ببینیم، ایمان میاریم.» این ایمان، بزرگترین سرمایهای است که باید آن را به سایر بخشهای کشاورزی نیز تسری داد. موفقیت در نخلستانهای جنوب، میتواند الگویی الهامبخش برای باغداران شمال، صیفیکاران مرکز و تمام کسانی باشد که معیشتشان به سلامت خاک و محصولاتشان گره خورده است. این، همان ترجمه عینی و ملموسِ کاربردهای صلحآمیز هستهای در مقیاس ملی است.
داستان مبارزه با سوسک حنایی، نمونهای کوچک اما درخشان از کاربردهای صلحآمیز فناوری هستهای است. روایتی که نشان میدهد این دانش، اگر به درستی هدایت شود، میتواند به جای ویرانی، حافظ حیات و آبادانی باشد. دکتر زینلیپور در جمعبندی میگوید: «این تازه آغاز راه است. از پرتودهی برای افزایش ماندگاری محصولات و کاهش ضایعات، تا ایجاد جهشهای ژنتیکی برای تولید بذرهای مقاوم به کمآبی و شوری؛ کشاورزی هستهای، کلیدی برای تضمین آینده پایدار غذایی کشور در برابر چالشهای اقلیمی است.»
امروز، در نخلستانهای جنوب، دیگر صدای ترس از یک آفت ویرانگر به گوش نمیرسد. بلکه صدای امیدی به گوش میرسد که در دل یک تکنولوژی پیشرفته و در همت دانشمندان و کشاورزان این مرز و بوم، ریشه دوانده است. امیدی به شیرینی خرمای کبکاب، که حالا با طعم علم، ماندگارتر از همیشه شده است.






