برای مردمان ساحلنشین جنوب ایران، دریا همیشه یک پارادوکس بزرگ بوده است؛ یک گستره بیکران از آبی که نمیتوان از آن نوشید. یک ثروت عظیم که قادر به رفع اولین و حیاتیترین نیازشان، یعنی آب، نبوده است. سالهاست که استانهای جنوبی کشور، از خوزستان و بوشهر تا هرمزگان و سیستان و بلوچستان، با وجود همسایگی با دریا؛ با بحران عمیق کمآبی دست و پنجه نرم میکنند. داستان تانکرهای آبرسانی، جیرهبندیهای طولانی و شور شدن آب چاهها، به بخشی از حافظه تلخ و روزمره مردم این دیار تبدیل شده است. اما در سکوت و در کنار تأسیسات هستهای کشور، پروژههای عظیمی در حال قد کشیدن است که میتواند این سرنوشت شور را برای همیشه تغییر دهد: بزرگترین آبشیرینکنهای هستهای منطقه که اگر راهاندازی و احداث شوند میتوانند کام خشکیده مردمان این دیار را شیرین کنند. این گزارش، روایتی است از عطش کهنه این خاک و امیدی که در دل یک تکنولوژی پیشرفته، برای سیراب کردن آینده جوانه زده است.
زمین تشنه در آغوش دریا
«ما روی گنج نشستهایم و از تشنگی هلاک میشویم.» این جمله را احمد فاروقی کشاورز اهل روستای ابوذریه جیرفت، با حسرتی عمیق به زبان میآورد. نخلستان کوچک او، که روزی سبز و پربار بود، حالا به قبرستانی از تنههای خشکیده تبدیل شده است. «یادش بخیر، قدیمها آب چاهمان شیرین بود. اما آنقدر آب از زمین کشیدند که آب شور دریا زد تو سفرهها. حالا دیگه همین آب شور رو هم به زور با تانکر به ما میدهند. با آب تانکر که نمیشه نخل رو زنده نگه داشت.»
این روایت، قصه تمام دشتهای جنوبی است. افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، منجر به پیشروی آب شور دریا به سمت سفرههای آب شیرین ساحلی شده و عملاً منابع آبی کشاورزی و حتی شرب بسیاری از مناطق را غیرقابل استفاده کرده است. مجید میرشاهی رییس اداره آب و فاضلاب شهرستان سیرجان ابعاد فنی این بحران را تشریح میکند: «استانهای جنوبی به شدت به منابع آبی خارج از حوزه خود، به ویژه سدها و رودخانههای بالادست، وابسته هستند. با کاهش بارندگیها و افزایش مصرف در مناطق مرکزی، ورودی آب به این استانها به شدت کاهش یافته است. از طرفی، منابع داخلی ما نیز به دلیل برداشت بیرویه و شوری، دیگر پاسخگوی نیاز فزاینده جمعیت و صنعت نیست. ما در یک وضعیت بحرانی قرار داریم که تنها راه بلندمدت برای خروج از آن، روی آوردن به منابع آبی نامتعارف، یعنی شیرینسازی آب دریاست.»
این بحران، تنها به کشاورزی محدود نمیشود. کیفیت پایین آب شرب در بسیاری از شهرها و روستاها، به یک دغدغه جدی برای سلامت عمومی تبدیل شده و طعم شور آب، به یک خاطره مشترک در ذائقه مردم این مناطق. مجید رحیمپور دکترای علوم و مهندسی آب و استاد دانشگاه کرمان، این مسئله را یک چالش اجتماعی-امنیتی میداند: «موضوع آب در سواحل جنوب، فراتر از یک مسئله فنی، به یک مسئله هویتی و اجتماعی تبدیل شده است. مردمی که کنار یکی از بزرگترین منابع آبی جهان زندگی میکنند، نباید برای تأمین ابتداییترین نیاز خود، یعنی آب آشامیدنی سالم، دغدغه داشته باشند. این احساس نابرابری، میتواند در بلندمدت، منجر به نارضایتیهای اجتماعی، مهاجرتهای گسترده از روستاها به شهرها و خالی شدن نوارهای مرزی کشور شود.»
چگونه انرژی هستهای دریا را شیرین میکند؟
در برابر این بحران فزاینده، ایده استفاده از انرژی هستهای برای شیرینسازی آب دریا، از یک طرح بلندپروازانه به یک ضرورت استراتژیک ملی تبدیل شده است. پروژههای آبشیرینکن هستهای در سواحل جنوب، قرار است با استفاده از حرارت تولید شده در راکتورهای اتمی، آب دریا را به آب شیرین و قابل شرب تبدیل کنند. دکتر رحیمپور فرآیند را به زبانی ساده توضیح میدهد: «اساس کار، تقریباً شبیه دستگاههای آبشیرینکن حرارتی معمولی است. از گرمای بسیار بالای تولید شده در نیروگاه، که در حالت عادی باید به نوعی مهار و خنک شود، برای تبخیر آب دریا در واحدهای تقطیر چندمرحلهای یا فرآیندهای دیگر استفاده میشود. بخار آب حاصله، که کاملاً خالص و بدون نمک است، جمعآوری و سرد شده و به آب شیرین تبدیل میشود. مزیت بزرگ این روش، مقیاس عظیم تولید و هزینه عملیاتی پایینتر به دلیل استفاده از یک منبع حرارتی پایدار و در دسترس است.» این تکنولوژی، که در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان سالهاست مورد استفاده قرار میگیرد، یکی از صلحآمیزترین و کارآمدترین کاربردهای دانش هستهای است. دکتر رحیمپور با نگاهی دقیق مسائل زیستمحیطی این پروژهها را نیز رصد میکند و آن را یک فرصت تاریخی میداند: «نگرانیهای زیستمحیطی همیشه وجود دارد. اما وقتی شما با بحران وجودی آب مواجه هستید، باید بین بد و بدتر، انتخاب هوشمندانهای انجام دهید. آبشیرینکنهای هستهای، در مقایسه با نمونههای فسیلی که با سوزاندن گاز یا مازوت کار میکنند و آلودگی هوای شدیدی ایجاد میکنند، یک گزینه بسیار پاکتر و پایدارتر هستند. این پروژهها میتوانند فشار را از روی سفرههای آب زیرزمینی و حقابه رودخانهها بردارند و فرصتی برای احیای دشتهای تشنه و تالابهای خشکیده فراهم کنند.»
تغییر نگاه مردم به همسایه اتمی
مدت زیادی تأسیسات هستهای برای بسیاری از مردم، نماد یک قدرت مرموز و شاید کمی ترسناک بود. گنبدهای بتنی عظیمی که قصهها و شایعات زیادی در مورد آنها وجود داشت. اما حالا، با مطرح شدن پروژههای آبشیرینکن، این نگاه به تدریج در حال تغییر است. احمد فاروقی، که روزی با بدبینی به این تأسیسات نگاه میکرد، میگوید: «راستش را بخواهی، ما همیشه میترسیدیم. میگفتیم نکند یک روز اتمی شویم. اما وقتی مهندسها آمدند و برایمان توضیح دادند که قرار است با همین، برایمان آب بیاورند، دلمان کمی قرص شد. اگر قرار باشد همین گنبدها، نخلهای خشکیده ما را دوباره زنده کنند، دیگر برایمان ترسناک نیستند؛ عزیز هم میشوند.»
این تغییر نگاه، نتیجه مستقیم مشاهده تأثیرات ملموس فناوری هستهای بر زندگی روزمره است. وقتی علم از برج عاج خود پایین میآید و به حل یکی از اساسیترین مشکلات مردم کمک میکند، اعتماد عمومی به صورت طبیعی شکل میگیرد. دکتر رحیمپور معتقد است که این پروژهها، یک فرصت طلایی برای جنگ روایتها نیز هستند. «ما سالهاست که در رسانههای خارجی، برنامه هستهای خود را با تصویر بمب و تهدید دیدهایم. پروژههای آبشیرینکن در سواحل جنوب، یک پاسخ عملی و قدرتمند به این روایتهای مغرضانه است. این پروژه به دنیا نشان میدهد که اولویت اصلی برنامه هستهای ایران، نه تهدید، که توسعه و بهبود کیفیت زندگی مردمانش است. هر لیوان آب شیرینی که از این تأسیسات بیرون بیاید، یک سند محکم برای صلحآمیز بودن این فناوری است.»
آینده در یک لیوان آب
با تکمیل این پروژهها، چشمانداز آینده استانهای جنوبی و حتی بخشهایی از مرکز کشور میتواند به کلی دگرگون شود. تأمین آب پایدار و باکیفیت، نه تنها مشکل آب شرب شهرها و روستاها را برای همیشه حل خواهد کرد، که میتواند جانی دوباره به کالبد کشاورزی و صنعت کشور بدمد. میرشاهی با نگاهی امیدوارانه به آینده مینگرد: «با تأمین آب، ما میتوانیم به سمت توسعه کشتهای گلخانهای و محصولات با نیاز آبی کنترلشده برویم. صنایع انرژیبر که به آب فراوان نیاز دارند، میتوانند با اطمینان بیشتری در این مناطق سرمایهگذاری کنند. این پروژهها، فقط آبشیرینکن نیستند؛ یک موتور محرک برای توسعه پایدار کل مناطق جنوبی و کاهش وابستگی به منابع آبی ناپایدار هستند.»
این رؤیا، دیگر دور از دسترس نیست. احمد فاروقی، با همان حسرت همیشگی، اما این بار با یک برق امید در چشمهایش، به نخلهای خشکیدهاش اشاره میکند و میگوید: «به نوهام گفتهام که شاید تا چند سال دیگر، دوباره در همین باغ، رطب شیرین بخوریم. شاید دوباره صدای آب در این کانالهای خشکیده بپیچد. ما مردمان جنوب، صبوریم. سالها با شوری و تشنگی ساختیم. حالا هم چند سال دیگر صبر میکنیم تا طعم شیرین آب را از همین دریای خودمان بچشیم.»
داستان آبشیرینکنهای هستهای در سواحل جنوب، روایتی از تبدیل یک چالش بزرگ به یک فرصت تاریخی است. داستانی که در آن پیشرفتهترین دانش بشری، به خدمت ابتداییترین نیاز او، یعنی آب، درآمده است. این پروژهها، بیش از آنکه یک دستاورد فنی باشند، یک سرمایهگذاری بر روی امید و آینده است. آیندهای که در آن، دیگر هیچ کشاورزی، شاهد خشک شدن نخلستانش نباشد و هیچ کودکی، طعم شور آب را به جای شیرینی زندگی نچشد. آن روز گنبدهای اتمی نه فقط نماد تولید برق، که نماد حیات و آبادانی برای تمام این سرزمین تشنه خواهند بود.






